تبليغاتX
عشق بربادرفته...

عشق بربادرفته...

یه حرف تازه

 

 

عشق يك آينه است و رابطه واقعي ، آينه اي است كه در آن دو عاشق چهره يكديگر را مي بينند و خدا را

باز مي شناسند .اين راهي بسوي پروردگار است .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:2  توسط آتش سرخ  | 

وقتی خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند...

وقتی خواستم ستایش کنم ، گفتند خرافات است...

وقتی خواستم عاشق شوم ، گفتند دروغ است...

وقتی خواستم بگریم ، گفتند دروغ است...

وقتی خواستم بخندم ، گفتند دیوانه است...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 19:46  توسط آتش سرخ  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:13  توسط آتش سرخ  | 

به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند

ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.

در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تکنولوژی فضایی ، نام کهکشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر یافت
پس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره اخطار داده شد حجاب خود را رعایت کنند

لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط  نامشروع بین بهرام و زهره خبر داد
بنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد

ماهواره امید از مدارخارج شده است وفقط به دور سیاره زهره می چرخد واین پیام هارا ارسال میکند؛الهی دورت بگردم،جیگر چند سالته؟

گروه نظارت بر سایت لازم به توضیح می داند که بعضی موارد چون توهین بود ننوشتیم و ضمنا فقط هدف طنز بوده و از این افتخار آفرینان سپاسگزاریم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:11  توسط آتش سرخ  | 

اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زمین گرد است.

دومین پیام از ماهواره امید: خورشید بدور زمین میچرخد

سومین پیام گزارش شده از امید: ….. در ماه نیست

چهارمین خبر از ماهواره امید من خسته شدم دارم بر میگردم

پنجمین پیام از ماهواره امید دریافت شد: من باید اینجا چیکار کنم؟

ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد یه دونه کارت شارژ ۲۰۰۰ تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم.!

هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود،احتمال وجود حیات است

هشتمین پیام ماهواره امید به زمین: بنزینم تموم شده کارت سوخت بفرستید

نهمین پیام ماهواره امید: جون مادرتون اینقدر مسخرم نکنید

دهمین پیام ماهواره امید : دارم سقوط میکنم، زیر پامو خالی کنین

یازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی ………. تف کردم!

دوازدهمین پیام ماهواره امید، بازی ایران و کره یک یک شد.
.
.
.
.
هجدهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:10  توسط آتش سرخ  | 

چه آسان آمدی ای دوست چه روشن آمدی

چه ساده قدم به سرزمین عشقم گذاشتی

چه بی پروا....چه رنگین کمانی داشتی

منتظرت میماندم که چه صفایی داشتی

چشم براهت میشدم چو شب

که ماه من باشی

چراغ این دل بیقرار من باشی

نیامدی تو که مهتاب این چمن باشی

دلم زنازکی خود شکست در غم عشق

شاید آنکس که به دل مهر غم میزند باشی

دلم را بتو دادم نتوانستی نگهدارش باشی

شاید تو لایق این  عشق و شکسته دل نباشی

شاید نبودی ...یا نباشی

مرا ازیاد خود بستان بدین خواب فراموشی

که من خودغرق خواهم شد در این دریای مدهوشی

 

که خود را گم میکنم دیگر به خلوتهای خاموشی

گم میکنم...

گم میکنم ..

به خلوتهای خاموشی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:9  توسط آتش سرخ  | 

در هوای تو .در هوای عشق به باران

من ساده چه وقتی را هدر کردم

بر روی صندلی تنهاییم

چه بی هدف آسمان را نگاه میکردم

وقتی پرنده ای در اسمان دل پر نمیزد

وقتی همه جا آبی آبی بود

حتی پروانه ای بپرواز نبود

من چه اندوهناک لحظه ها را سر کردم

نمیدانم .... نمیدانم ....

شاید شبحی بود

شاید غمی از غمهای بلند

غمی از غمگین ترین غمها

مرا به بازی گرفته بود

شاید....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:8  توسط آتش سرخ  | 

دلم گرفته آسمون از ابرهای تو هم خسته ترم

تو روزگار بی کسی خیلی وقته در بدرم

بغضی که تو سینه منه زخم یه خنجر غمه

آمد و خنجر زد و رفت هوای سینه  پر  غمه

کبوتر دلم پرهای پروازش شکست

شوق پرواز دیگه نیست همه جا پر از غمه

از من نپرس چه میکشم با این دل شکسته ام

از من نپرس چه میکشم با اینهمه غم که دارم

دلهره تموم شدن توی تنم نشسته

به هر طرف رو میکنم درهای شادی بسته

درهای شادی بسته.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:7  توسط آتش سرخ  | 

به بهانه زندگی آفریده شدیم

به بهانه عشق زندگی می کنیم

به بهانه دوست داشتن عاشقیم

به بهانه بهانه گیری غصه می خوریم

به بهانه بی صبری دوست داریم دنیا تموم شه

به بهانه گریه شب را می خواهیم

به بهانه نا امیدی دوستدار مرگیم

اما هیچ کس فکر نمی کنه که همه بهانه ها به دست خودشه

هیچ کس نمی خواهد بفهمه که همه بهانه ها شیرینن

هیچ کس نمی خواهد بفهمه که این بهانه ها هستند که آدمو زنده نگه میداره

کاش همه می فهمیدن که زندگی یعنی بهانه...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:5  توسط آتش سرخ  | 

اگه یه روزعشقتون بهتون بگه دیگه دوستت ندارم میرمو تنهات میزارم عکس العملتون چیه؟

منتظرجواباتون هستممممممممممممم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:0  توسط آتش سرخ  | 

سلام بروبچ

انقدرمن اومدمونوشتموشمانظرندادین اززندگی سیرشدم

باباامیدبدین به این دختررررررررررر

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 21:49  توسط آتش سرخ  | 

محققان كانادايي مي‌گويند كه زنان هنگام مسافرت خوش‌پوش‌تر از مردان هستند.
به گزارش سرويس «زنان» ايسنا، در اين تحقيق زماني كه از مردان سوال شد كه چنانچه آخر هفته قصد مسافرت داشته باشند، چند دست لباس با خود مي‌برند در پاسخ گفتند كه بيش از يكي ـ دو دست نمي‌برند.
اين در حالي است كه تنها 15 درصد زنان به اين شكل هستند و 67 درصد آنان به هنگام مسافرت بيش از چهار دست لباس بيروني در ساك خود مي‌گذارند.
همچنين نزديك به 40 درصد زنان شركت‌كننده در اين تحقيق گفتند كه در مسافرت بيش از پنج جفت كفش مشكي با خود همراه مي‌برند، حال آنكه تنها 15 درصد مردان به وضعيت همان يك جفت كفش خود اهميت مي‌دهند.
نتايج اين بررسي از سويي ديگر نشان داد كه زنان در مسافرت به هيچ عنوان از لوازم آرايشي و بهداشتي غافل نمي‌شوند.
مردان هنگامي كه عازم سفر هستند به اندازه مايحتاج همان روز وسايل برمي‌دارند، اما زنان علاوه بر چيزهايي كه با خود همراه مي‌كنند، خريد ملزومات شخصي را از ياد نمي‌برند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 21:45  توسط آتش سرخ  | 

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد  زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری.

 

چقدر سخته دلت بخواد باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه یوجودت له شده.

 

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی به جز سلام نتونی بگی .

 

چقدر سخته وقتی  پشت لبش دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما  مجبور باشی بخندی نفهمه که هنوزم دوستش داری .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:4  توسط آتش سرخ  | 

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:1  توسط آتش سرخ  | 

از روزی که تـــــو رفتــــی خونه سوت و کوره

کوچـــه ی خاطره هامون بــــی عبـــوره

بگــــو چـــی شد دل عاشق مــن دلت و زد

رفتــــی و تنهام گذاشتــــی تـــو این شبــــای سرد

همدم شبهـــام کجــــایـــی من بـــی تـــو تنهـــام کجایـــی

فکر نمـــی کردم که انقدربا دل من بــــی وفایــــی

چشمـــای خستــه ام هنوزم دنبال رد پاهـــاته

دلـــی که از تـــو می خونه تا همیشه چشم براتــه

نگو هر چی بین ما بوده دیگه تمومه عـــزیـــزم

نزار خاطره ها ت  و  تـــو آب دریا بریزم

آخه روزگار بی وفای ما فرصت نداد تا بخونم

بــــی تـــو و عشقت میمیرم می خوام که با تو بمونم                

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 19:55  توسط آتش سرخ  | 

  

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني


دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني


دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني

 


دوستت دارم چون زيباترين لخظات زندگي مني


دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني


دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني


دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 19:49  توسط آتش سرخ  | 

  توی قلبــــــم غیر عشقت هر چی عشقه دیگه مرده

        دست بی رحم زمونه نفســـه عشقــو شمرده

   منو از تـــو، تـــو رو از من  به چه آسونــــی  جـــدا کرد

            دست سردش دست ما رو تــــوی کوچه ها رهـــا کرد

     تــــوی کوچه مثل بارون سر رو شیشــه ها می زارم

        چاره ای به جز تحمل غیر دلتنگــــی ندارم

            دیدن تو مثل رویـــا رفتنت مثل یه کابــــوس

   کاش می شد پیشم بمونــــی کاش می شد بمونـــی افسوس

      حالا دست سرنوشته که بمونم یا که نمونم

          دیگه از عشق و محبت تا همیشه گریزونم

       خواب چشماتــــو ندیدن واسه من کابوسه مـــرگه

   قصــــه ی نبودن تـــو شعـــر تلخ بــاد و برگــــه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 19:40  توسط آتش سرخ  | 

شب هنگام که تابوتم به روی دوش آشنایان رهسپار خانه ی جاوید می گردد تو

 هم ای آشنای سنگدل ز خانه بیرون آی وبا تنها کلامی که از ته قلبت بیرون آید

 بگو ای آشنا رفتی برو منزل مبارک!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 21:54  توسط آتش سرخ  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 21:44  توسط آتش سرخ  | 

در زير کتابت همه کس نام نويسند

من گمشده ي عشق توام
نام ندارم


 

 

 

براي من که دلم از سکوت لبريز است,صداي پاي تو از دور هم دل انگيز است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:50  توسط آتش سرخ  | 

من خسته ترين واژه ي ملموس غروبم.کاش در اين فرصت

سبز يک نفر دردمرا ميفهميد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:48  توسط آتش سرخ  | 

 نمیدانم تا کدامین طلوع خواهم بود

و در کدامین غروب خواهم رفت

ولی میدانم تا آخرین لحظه دوستت خواهم داشت و به یادت خواهم

بود اي عشق پاك خودم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:46  توسط آتش سرخ  | 

من می خواستم واست بمیرم اما تو 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:43  توسط آتش سرخ  | 

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من  وتو تنها بمونیم

 واست میمیرم جواب دنیا رو می دم

با تو می مونم واسه همیشه..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:39  توسط آتش سرخ  | 

 

آروم آروم
دارم از یادت میرم
عشق من کاری کن
دارم از دست میرم
من هنوز حاضرم
واسه تو بمیرم
آخه به عشقت اسیرم

آروم آروم
دارم از یادت میرم
عشق من کاری کن
دارم از دست میرم
من هنوز حاضرم
واسه تو بمیرم
آخه به عشقت اسیرم

کاش میشد یه دفعه
فقط یه دفعه
بگی دوستم داری
ازت چی کم میشه
سر تو رو شونم
حس کنم
یه دفعه

کاش میشد یه دفعه
فقط یه دفعه
بگی دوستم داری
ازت چی کم میشه
سر تو رو شونم
حس کنم
یه دفعه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:33  توسط آتش سرخ  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:7  توسط آتش سرخ  | 

دروغ   

شاید اشتباه اما عاشقا دروغ میگن

ادمای خوب مهربون و با وفا دروغ میگن

اونا که میگن که تا همیشه دیوونتن بزار بی پرده بگم که به شما ها دروغ میگن

اونا که میان به این بهونه ها که اومدن از توی شهر قشنگ قصه ها دروغ میگن

اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده به تموم اسمونا به خدا دروغ میگن

اونا که با قسم و ایه میخوان بهت بگن که تا قیامت نمیشن ازت جدا

به خدا دارن دروغ میگن

شاید اشتباه اما....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:59  توسط آتش سرخ  | 

در حیرتم از مرام این مردم پست

این طایفه زنده کش مرده پرست

تا هست به ذلت بکشندش به جفا

تا مرد به عزت ببرندش سر دست

.....................

کلبه سکوت و بی کسی   

هيچ کس ويرانی ام را حس نکرد

وسعت تنهايی ام را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

دردبی کس ماندنم را حس نکرد

در ميان خنده های تلخ من ...

گريه ی پنهانی ام را حس نکرد

آن که سر و سامانم از اوست

بی سر و سامانيم را حس نکرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:57  توسط آتش سرخ  | 

اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟

روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛

اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟ 

جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛

به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داری؟

بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری

 

اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟ 

چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛

اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟

بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛

اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟

دست توی دستمو برم به فردا برسم؛

اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟

تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛

اجازه هست ... ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:51  توسط آتش سرخ  | 

http://tifooses.coo.ir.......love
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:38  توسط آتش سرخ  |